من و تو، نم نم باران و نگو ! وای خدا 


چاییِ داغ دو فنجان و...نگو! وای خدا 



پشت یک پنجره و شُرشُر باران و کمی 

 


عطر شب بوی پریشان و...نگو! وای خدا 



جای دست تو که از شیشه زدوده ست بخار 


و تماشای درختان و...نگو! وای خدا 



قطره ها بر روی شیشه همگی رقص کنان  


نرم و آهسته و غلتان و...نگو! وای خدا 



لحظه ای خیس شدن، خاطره انگیز شدن 


پا به پای تو وآبان و...نگو!وای خدا  



هُرم آغوش تو و سردی باران، چه شود! 


لبِ چون غنچه ی خندان و...نگو! وای خدا 



هوس بوسه ای از کنج لب یخ زده ات 


آتش حیله ی شیطان و...نگو! وای خدا 



بوسه ای داغ به سنگینی احساس گناه 

 


لحظه ای بعد پشیمان و...نگو! وای خدا 



بغض سنگین من و گریه ی پنهانی تو  

 


خیسیِ سطح خیابان و...نگو! وای خدا..