
اگــر نـــدیــدن فــرامـــوشـی مــی آورد. . .
بــهــشت را فــ ــرامــ ــوش مــیکـــردم. . .
کــه هـــزار ســـآل اســـت نـــدیــده ام. . .
نــــه تـــو*بارانم* رآبــآ ---روز. . .
مهمان ناخوانده ی قلبم…
بمان…
بمان، که ماندنت را سخت دوست دارم…
شراب هم …
به مستی ام حسادت می کند…
آنگاه که خمار یک لحظه…
دیدن تو*بارانم* می شوم…
من رفتم …
و تو فقط گفتی برو به …!!!
مدت هاست که بی تابم
بی تاب بازگشت و کلام آخرت…
راستی…
به بسلامت بود یا به جهنم؟؟!
نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۷/۱۹ساعت ۶:۹ ب.ظ  نویسنده ترنم باران

