باز باران... نه!نگویید با ترانه!
می سرایم این ترانه جور دیگر!
می سرایم این ترانه جور دیگر!
باز باران. بی ترانه...
دانه دانه... میخورد بر بام خانه...
یادم آرد روز باران...

پابه پای بغض سنگین...
تلخ و غمگین... دل شکسته...
اشک ریزان...عاشقی سر خورده بودم...
میدریدم قلب خودرا!
دور میگشتی تو از من...
بادو چشم خیس و گریان...می شنیدم از دل خوداین نوای کودکانه...
پر بهانه...زود برگردی به خانه...یادت آید هستی من...
آن دل تو جار میزد این ترانه:باز باران..باز میگردم به خانه...,,
نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۷/۲۶ساعت ۲:۱۷ ب.ظ  نویسنده ترنم باران
