باز باران... نه!نگویید با ترانه!
می سرایم این ترانه جور دیگر!

باز باران. بی ترانه...
دانه دانه... میخورد بر بام خانه...

یادم آرد روز باران...

پابه پای بغض سنگین...

 تلخ و غمگین... دل شکسته...

اشک ریزان...عاشقی سر خورده بودم...

میدریدم قلب خودرا!
دور میگشتی تو از من...
بادو چشم خیس و گریان...می شنیدم از دل خوداین نوای کودکانه...

پر بهانه...زود برگردی به خانه...یادت آید هستی من...
آن دل تو جار میزد این ترانه:باز باران..باز میگردم به خانه...,,