باز هم قطرات باران...

باز هم ایستادن من زیر باران...

می خواهم شسته شوم

می خواهم پاک شوم

و شما!!!

ای تمامی کسانی که به نظارها ام نشسته اید

نگاه کنید و ببینید!!!

ببینید....که من از درون و با تمامی وجود

خواسته ام که از روزهای گذشته

جداشوم و فاصله بگیرم.

و اکنون

باران سرتاپای مرا خیس کرده و شسته است

شاید شبنم اشکی در چشمان تو(بارانـــــــــــــــ)

و حتی نم اشکی دردیدگان من

بتواند همچون قطره باران

نگاه من و تو را هم شستشو دهد

تا یکیدیگر را بهتر ببینیم.

به راستی در آن روز

ما بی همتاییم

***********

یک نفر دهــــــــان خاطره ها
را ببنــدد...

نمیخواهم بشنوم...

عذابــم میدهند..
**********
خــــدایــــا!

در گـــلـــویــــم ابـــــر کـــوچکــــی اســــت

کــــه خیـــــال بـــــارش نــــــدارد ،

میشــــود مـــــرا بغـــــل کنــــی ؟
**************
 

دلـمــ گـرفـتـہ

בلـمـ مـیخـــواבبـرمـــ بـیـروטּ 

نـفـس بـکـشـمـــ

 آزاב بـاشـمـــ

یـکـے بـاشـہ و بـغلمـــ کـنـہ

 احـسـاس آرامـش کـنـم

یـکـے کـہ بـهـم بـگہ

 نـگـراטּ هـیـچـے نباش

مـטּ همیشه کـنـارتـمـــ ...

یـعـنـے مـیـاב هـمـچـین روزے؟؟؟