اي داغ جوون و پير ديده
درياي غم از كوير ديده
با اين همه غم چيكار كردي
كه عالمو بي قرار كردي
دل داده به دين و سر سپرده
اي آبرو از يزيد برده
با خنجره و نيزه خو گرفتي
با خون خود وضو گرفتي
چشم تموم دنيا گريون بشه
واي اگه شام غريبون بشه
كوفه پر از آدم روسياهه
كوفه پر از رفيق نيمه راهه
دستاي عباس رو نشون گرفتن
تو كربلا غدير خون گرفتن
اومدنو و دشتو به هم بپاشتن
تو صورت بچه ها غم بپاشن
چشم تموم دنيا گريون بشه
واي اگه شام غريبون بشه
نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۲۵ساعت ۱۰:۳۸ ب.ظ  نویسنده ترنم باران
