دريا شده است خواهر و من هم برادرش /

 شاعرتر از هميشه نشستم برابرش

خواهر، سلام ! با غزلي نيمه آمدم /

 تا با شما قشنگ شود نيم ديگرش

مي خواهم اعتراف كنم هر غزل كه ما /

 با هم سروده ايم جهان كرده از برش

خواهر! زمان زمانِ برادر كشي است باز /

 شايد به گوش ها نرسد بيت آخرش

با خود مرا ببر كه نپوسد در اين سكون /

 شعري كه دوست داشتي از خود رهاترش

دريا سكوت كرده و من حرف مي زنم /

حس مي كنم كه راه نبردم به باورش

دريا! منم ، همو كه به تعداد موج هات /

با هر غروب خورده بر اين صخره ها سرش

هم او كه دل زده است به اعماق و كوسه ها /

خون مي خورند از رگ در خون شناورش

خواهر! برادر تو كم از ماهيان كه نيست /

خرچنگ ها مخواه بريسند پيكرش

دريا سكوت كرده و من بغض كرده ام /

 بغض برادرانه اي از قهر خواهرش

******************

سفر، بهانه‌ی خوبی برای رفتن نیست
نخواه اشک نریزم، دلم که آهن نیست

نگو بزرگ شدم، گریه کار کوچک‌هاست
مردی که اشک نریزد قبول کن مرد نیست

شب است بی تو(ترنم باران) در این کوچه‌‌های بارانی
نه! پلک پنجره‌‌ای در تب پریدن نیست

خبر رسیده که جای تو راحت‌ست آنجا
قرار نیست خبرها همیشه... اصلا نیست

زنی که فال مرا می‌گرفت امشب گفت:
پرنده فکر عبور است، فکر ماندن.... .

******************

گرگ سیاه چشم تو، دل را درید و رفت

جان دادن فجیع دلم را ندید و رفت

وابسته شد درخت به بال پرنده ای

بیگانه وقت کوچ از آنجا پرید و رفت

گفتم که کاش مثل تو  پروانه می شدم

دُورم چه ساده پیله ی حسرت تنید و رفت

عمری کنار جاده به پایش نشستم و

از راه های دیگر دنیا رسید و رفت

خود را اسیر میله ی تن کرد یک قفس

وقتی که مرغ عشق دلش پر کشید و رفت

چندین غزل به شوق برایش سرودم و

ناگاه دل سپرد به شعر سپید و رفت
************

مراقب بعضی "یک ها" باشیم.

Sometimes, a hearth will relax and get calm bye “one” word

گاهی با یک کلام قلبی آسوده و آرام می گردد. 

Sometimes, a class will slop by “one” drop

گاهی با یک قطره لیوانی لبریز می شود.

Sometimes, a hearth will break by “one” disaffection

گاهی با یک بی مهری دلی می شکند.

Sometimes, A person will break by “one” word

گاهی با یک کلمه يك انسان نابود می شود.

Be careful about some “ones

مراقب بعضی "یک ها" باشیم.

Although they are nothing, they are every thing

در حالی که ناچیزند، همه چیزند...