مثل سیـــــــــگار تمام کن و ترکم کن باز ...
مثل سیــــــگار تمام کن و دورم انداز ...
نفست باز گرفت
این همه سیگار نکــــــــــــــش ...
***************

تو به افتادن من در خیابان خندیدی...

و من همه ی حواسم به چشمان مردم شهر بود

که عاشق خنده ات نشوند

**************

گفت : حالَت را نمـی پُـرسم
می دانـَم خـوبی,
عَکـس هـایَت هَمه با لَبـخَنـدنـد!!
و نِمـی دانـِسـت عَکــاس که می گویَد سیـــــب…
مــن یـاد حماقـَــتِ حَـوّا مـی افتـم
و پـوزخَنــــد می زنـم…
**************

غمگین بود وافسرده ..
سیگاری دستش دادم و
گفتم : بکش وحرف بزن
سیگار را پس داد...آهی
کشید وگفت :
من حرف میزنم وتو سیگار بکش ...

***************

میان آن همه الف و ب دبستان

آنچه در زندگی واقعیت داشت

خط فاصله بود....

***********

آنــکـــه میــــرود فـــقـــط میــــرود

ولـــــی آنــــکـــه مـــی مــــانــد

درد مــیـــکــشـــد

غـــصـــه مــیــخـــورد

بـــغـــض مــیــکــنــد

اشـــک مـــیــریــزد

روحـــش را به آتـــش میـــکــشـــد و

در انـــتـــظــار بازگــشـــت کــســــی کـــه هــرگــز بـــاز نـــخــواهد


گشت آرام آرام خـــاکـــســتــر مــی شـــود

آری، ایـــن اســـت خـــاصـــیـــت *عـــشــــق ........*

****************

آدم ها را بدون این که

به وجودشان نیاز داشته باشی دوسـت بـدار ...

کـاری که خـــــدا با تـو می کـند ...!
*************
لا به لای گفته هایم

بدنبال "درد"م نباش رفیق!!!

"من"

از آغازِ این دنیای کوچک

"درد"م را لبخندِ بزرگی زده ام..
*************
کـاشکـــی " یکـــی " بـــود ...
کـــه ...
فقـــط بـــا " یکـــی " بـــود..... !
************

بارالها...
از كوي تو بيرون نشود پاي خيالم
نكند فرق به حالم
چه براني،چه بخوانی...
چه به اوجم برساني
چه به خاكم بكشاني...
نه من آنم كه برنجم
نه تو آني كه براني...
نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم
نه تو آني كه گدا را ننوازي به نگاهي
در اگر باز نگردد...
نروم باز به جايي
پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهي
كس به غير از تو نخواهم
چه بخواهي چه نخواهي
باز كن در كه جز اين خانه مرا نيست پناهي

*****************

دِلـَـــــمــ ؛

گـ ـاهے میــگیـــ ـرَد !

گـ ـاهے میــ ـسوزَد !

و حَتے گــ ـاهے ،

گــ ـاهے نـَ ـه خیــلے وَقتـــ هـآ

 
میـــ ـشِکَند !

امــ ـا هَنـــــ ـوز مے تَپـــَــد به خـُدا

*******************

بس که دیوار دلم کوتاه است


هرکه از کوچه “تنهایی” ما می گذرد


به هوای هوسی هم که شده


سرکی می کشد و می گذرد

**************

بعضی وقتا دوست دارم
 وقتی بغضم میگیره خدا بیاد پایین و
اشکامو پاک کنه دستمو بگیره و
بگه آدما اذیتت میکنن بیا بریم