تسلیت*اهدا به آستانش۱۴ صلوات
***********************************************
چقدر سبزی
چقدر ساده
چقدر مهتاب رو میفهمی
چقدر من ناخوشم وقتی
ندارم از چشات سهمی
چقدر آزاد و آرومی
مثل دریای بی طوفان
تو اون رویای خوبی که
نداره نقطه پایان
**********
قاصدک غم دارم ...
غم به اندازه ی سنگینی عالم دارم ...
قاصدک وای به من ...
همه از خویش مرا می رانند ...
همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند ...
قاصدک غم دارم ...
**********
نه شکستی خوردم ...
نه محبت دیدم...
من فقط مهر به عشقی دارم
که در این نزدیکی است
عشقی از جنس بلور...
عشقی از نابترین های زمان ...![]()
**********
نماز باران می خوانیم ...
دعا می کنیم باران بیاید ...
اما وقتی باران می آید چتر بر سر می گیریم تا مبادا
دلم بارانیست
وهمه چتر بر سر گرفتند ...
کاش کسی بود که کفه دستی از باران سیل آسای دلم برمی داشت ...
**********
کوله بارسفرت رفت
و
نگاهم را برد نه تو دیگر هستی
نه نگاهی که در آن دلخوشی ام سبز شود
سایه میداند
که به دنبال نگاهت
همچون ابر سر گردانم
هیچ کس گمشده ام را نشناخت
تابش رایحه ای بی خبرآورد کسی در راه است
چشمی از درد دلم آگاه است کاش هیچوقت عشقی متولد نمی شد
که روزی احساسی بمیرد
***************
به دنبال من بدوی

همیشه یكی بود
ولی آن یکی نبود..
وقتی میشی نیاز من که نباشی پیش من
اشکهای چشمامو ببین که میریزه به پای تو
بازم که بیقرارمو دلواپسی نگاه تو
تموم هستی منی بمون همیشه پیش من
اگر شدم عاشق تو نزار بیتاب بمونم
لا لایی شبام تویی نزار که بی خواب بمونم
دارم برات شعر میخونم شاید به یادم بمونی
فقط یه چیز اذت میخوام همیشه عاشق بمونی
دوست دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود
واژه ها رو ولش کنیم عشقمو از چشام بخون
************
همیشه حرارت لازم نیست…
گاه از سردی یک نگاه میتوان
اتش گرفت
************
دلـَم یـک تـَصـادُف جـدی می خواهـد!
پُـر سـر و صـدا،
آمبـولانـس ها سـَراسیـمه شـوند و
کــار اَز کــار بـــَــگـذَرَد...!
**********
میدو نی خوشبخترین زوج دنیا کیان؟
خنده وگریه......!
به ندرت باهم دیده میشن اما وقتی باهم
دیده میشن اون بهترین لحظه زندگیه....!
**************
هرگز برای عاشق شدن دنبال
بابونه و باران
نباش !گاهی درانتهای خارهای
یک کاکتوس به غنچه ای میرسی
که زندگیت را روشن می کند
**********
فكر نكن
كه به
بلند میشوم
آرام چرخی میزنم
و مطمئن میشوم که
سرم را میگذارم و میمیرم....!
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۱۴ساعت ۵:۵۷ ب.ظ  نویسنده ترنم باران
