
دستامو گرفتو گفتــ چقدر دستاتـــ تغییر کرده..
خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم..
تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم:
بی معرفتــــــ! دستای من تغییر نکرده..
دستات به دستای اون عادت کرده

برای دیدن چشمانت
برای لمس دستانت
برای با تو بودن
تا قیامت صبر خواهم کرد
فرقی نمی کند امروز باشد یا در فرداها
به این امید که روزی با تو خواهم بود
اگر مرا در یاد داشته باشی
***********
با تمــام مداد رنگی های دنيــا...
به هر زبانی که بدانی يا ندانی...
خالی از هر تشبيه و استعاره و ايهام...
تنهــا يک جمله برايت خواهم نوشت...
دوسـتــت دارم خـاص تريـن مخاطبِ خاص دنيــا...
***********
شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست
این دل ما با نگاهی سرد پر پر میشود ...
***********
گفتم: خدایا یه سوال بپرسم؟
گفت : بپرس
گفتم چرا هر موقع من شادم همه با من می خندند
اما وقتی غمگینم کسی با من گریه نمی کند؟
گفت خنده را برای جمع آوری دوست
و غم را برای انتخاب بهترین دوست آفریدم
*********
آدمك آخر دنياست بخند ____آدمك مرگ همينجاست بخند
دسته خطي كه تورا عاشق كرد__شوخي كاغذي ماست بخند
آدمك خر نشوي گريه كني______كل دنيا سراب است بخند
آن خدايي كه تورا عاشق كرد____بخدا مثل تو تنهاست بخند
**********
هیچکس تنهاییم را حس نکرد

هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
**********
تا هم قدم نشویم...
و عجیب ایمان دارم قدمت برایم
آمد دارد!!!
**********
زندگی قانون باورها و لیاقتهاست...
همیشه باور داشته باش لایق بهترین هایی!!
زندگی یعنی...
ناخواسته به دنیا امدن
مخفیانه گریستن
دیوانه وار عشق ورزیدن
و عاقبت در حسرت انچه دل میخواهدو منطق نمیپذیرد مردن...
میگویند کلمات گاهی بار معنایی خود را از دست میدهند
این روزها دوستت دارم ها دیگر قلب کسی را به تپش وا نمیدارد
و گونه ی کسی را سرخ نمیکند...
بعضی زخم ها هست که هر روز باید روشونو باز کنی..
و نمک بپاشی...
تا بدانی سراغ بعضی ادمها نباید رفت نباید....
حقیقت دارد...
کافی است چمدانهایت را ببندی...
تا حاضر شوند همه برای از یاد بردنت
انکه بیشتر دوستت میدارد زودتر....
نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۱۷ساعت ۸:۲۵ ب.ظ  نویسنده ترنم باران
