دم رفتن بیا بردار ازت هر چیزی جا مونده 

منم فک می کنم بودی برام مهمون ناخونده 

یه ذره شک نکن حتی تو تصمیمی که می گیری 

تو چشمام زل نزن وقتی داری از پیش من میری 

به چشمام حق بده خیسه برام دل کندن آسون نیست 

مثل تو دیگه هیچ عشقی توی دنیا فراوان نیست 

تو مختاری بمونی یا بری حتی ازم دور شی 

اگه راهت رو نمی بندیم نمی خوام دیگه مجبور شی 

بزن این ضربه آخر بزن این قلب و خوردش کن 

اگه می تونی حرفی نیست همین حالا تمومش کن 

حالا که حرف رفتن شد جلو راهت و نمی بندم 

ولی من تا ته دنیا به احساس تو پابندم 

 

شاعر علی تکتا 

... 

و چه زیبا سرود این ترانه را  و چه دلنشین حرف دلم را به صورت شعر خوند... 

حقیقتًا دوستت دارم علی زیبایی که  

ندیده و نشنیده حرف دلم را زدی... 

و افسوس و هزاران افسوس بر او ... 

ترنمـــ بارانـــ